اخبار برگزیده

هنر زیستن: سیگار برای سلامتی خوب است!

«سیگار خوش طعم است و برای سلامتی شما هم خوب است». این جمله­ ای است تبلیغاتی که در دهه های 50 و 60 در امریکا بسیار تکرار میشد و اساسای از مضرات سیگار سخن چندانی به میان نمی آورد. و البته مردم هم باور کرده بودند و میکشیدند و لذت هم میبردند.

حالا امروز از چپ و راست، نتایج تحقیقاتی را به خوردمان میدهند که سیگار بد است و سرطان زاست و فلان و بهمان است. انقدر که نیازی نیست برایتان بازگو کنم..

حالا میخواهم کمی مکث کنیم؛ یک لحظه بیایید تصور کنیم 50 سال گذشته است و ما در دهه ۱۴۴۰ و ۱۴۵۰ شمسی نفس میکشیم. آن وقت رد هم در شبکه های مختلف تلویزیونی و مجازی و شبکه های تازه دیگری که نمیدانم چه شکلی است، اطلاعاتی پیدا میکنیم که با آنها معلوم شود این همه تبلیغات علیه سیگار کار لابی های قدرتمند ماری جوانا یا مشروبات الکلی بوده است تا با زبان تبلیغات رسانه ای، ما را مجاب کنند که کمتر سراغ سیگار برویم. حالا چرا؟ برای اینکه سیگار را ترک کنیم و در نتیجه بیشتر در پی جایگزینش برویم و بالاخره بازار میلیارد دلاری مشروب یا ماری جوآنا رونق بیشتری بگیرد. و خلاصه در آن سالها برایمان روشن شود هرچند سیگار خوب نبوده ولی اینقدرها هم که می­گفتند بد هم نبوده است. بگذارید این نکته را هم بگویم که به ماری جوآنا اشاره کردم چون همین سال گذشته با یک گزارش در بی.بی.سی مواجه شدم که در آن از مزایا و خوبیهای ماری جوآنا گفته شده بود و اینکه چقدر سود دارد و ضررهای دیگر محصولات شبیهش را ندارد. چقدر شبیه تبلیغات سال ۱۹۵۰ امریکا!!!

فکر میکنید ۵۰ سال دیگه با این تصوری که با هم داشتیم چه اتفاقی بیفتد؟ شخصا میتوانم تصور کنم که بسیاری خواهند گفت: «دیدی فلانی! میگفتم اینها همش الکیه...من که همیشه شک داشتم..آخه همسایه مون و داییم و فلانی یکسره سیگار میکشیدند ۹۰۸۰ سال عمر کرد. اون وقت برادر من که لب به این چیز ها نمیزد و اتفاقا ورزشکار هم بود 50 سال هم به زور از خدا عمر گرفت و اول جوانی سکته کرد و پرپر شد». راحت میتوانم تصور کنم چقدر از این حرفها زده خواهد شد؛ اینکه سیگار اینقدرها کشنده نبوده است و بعد هم در تکمیل این حرفها، تحقیقاتی هم نشان دهد که این همه سرطان و بیماری که به پاچه سیگار میبسته اند، امری بوده که از طریق سرب بنزین ها که در هوای خیابانها تنفس میکنیم یا از فلان ماده افزوده به خوراکیها و هر کوفت و زهرمار دیگری هم به بدن ما هدیه میشده است و اصلا منحصر به سیگار نبوده. اما لابی های ثروت این بازیها را راه انداخته بودند تا فقط به برجسته مضرات سیگار بپردازند و همه انگشتهای اتهام برود سمت سیگار.

اشتباه نکنید! اصلا قصدم تبلیغ سیگار نیست. خودم هم اهلش نیستم و زیانهای این دود را انکار نمیکنم. حرفم جای دیگری است. اینکه همه ما محصور در زندانی از باورهای القایی اسیریم. اصلا فرقی هم نمیکند کجا باشیم. غرب و شرق هم ندارد. به القایات رسانه ای هم منحصر نیست. مثلا در همین ایران نشسته ای و هی از جنگ سوریه برایت میگویند و شهدای حرم را برایت برجسته میکنند.

نه...ولش کنید! از شهدا  و امور این چنینی بگذریم... خدا همه شهدا را اجر دهد.

نمونه ای دیگر را بررسی کنیم: مثلا چند سالی است که پیوسته سخن از فرزندآوری است و در سر هر کوچه از استحباب شرعی و خوبی ازدواج زودهنگام جوانان و فرزندآوری میگویند. قبلا نوشته ام که اساسا بسیاری از ا و معصومین در سنین بالا ازدواج د آن هم در 1400 سال پیش که هیچ یک از این مشکلات اقتصادی و پیچشهای ارزشی امروزی معنا نداشت. از خود پیامبر گرفته که ازدواجشان با خدیجه بعد از 25 سالگی بود تا امام علی که 27 سالگی و تا امام صادق که طبق روایاتی 38 سالگی ازدواج د. در آن نوشته اشاره ای هم کرده بودم که در متن قرآنی فرزندآوری به خودی خود نه تنها ارزش نیست بلکه از منظر نشانه شناختی فرزند و مال همواره اسباب فتنه و آزمایش الهی هستند. یک روز بر طبل تنظبم خانواده میکوبیدند و از کنترل جمعیت سخن میگفتند و یک روز هم آقای خامنه ای گفتند: «من یک اشتباه کردم آن هم همین بود که از فرهنگ تنظیم خانواده حمایت کردم» و از آن روز سیاست گذاریها برعشد. حالا در دانشگاهها درس دانش خانواده جایگزین درس تنظیم خانواده شده و در آن تبلیغ ازدواج آسان میکنند و از این دست حرفها..

اساسا بحث ارزش گذاری ندارم. نمیگویم کدام خوب است و کدام بد. فقط این مثالها را آوردم تا سخنم را برسانم. اینکه در دایره القایات تنگ گرفتاریم. تا مرز خفگی. تا مرز خود نبودن. بسیاریمان هیچ وقت فرصت نداشته ایم خودمان را از دور ببینیم. خودمان را حلاجی کنیم. خودمان را بشناسیم چون روبرو شدن با خود نیازمند صفر شدن است. اینکه صفر باشیم و از چنگ باورهای القایی و تبلیغاتی رها باشیم، وارستگی بالایی میطلبد.

بگذارید از آن طرف هم سخن بگویم. اینکه میگویند غربزدگی الزاما یک کلیشه نیست. واقعا ما مبتلا به غربزدگی هستیم. البته انکار نمیکنم که این یک روی سکه است. چون همیشه یکطرف زده بودیم. فقط بستگی دارد صدای چهی بلندتر باشد. امروز غرب صدایش بلند است غربزده میشویم. دیروز صدای عرب بلند بوده عرب زده شدیم. یک روز چپها و روز دیگر راستها. مثلا الان بسیاری مبتلا به مدِ مذهب ستیزی شده اند. حالا هرکسی در فضای مجازی صفحه ای زده و علیه دین و اسلام و قرآن سخن میگوید و مینویسد. نمیگویم اسلام خوب است. چون قرار شد ارزش گذاری نکنم. ولی به وضوح میشود القایی بودن این جریان را رصد کرد. اینی که امروز بدون مطالعه و پیرو مدِ روز با ۴صفحه تاریخ طبری خواندن و با همین سطحی نگری و به راحتی امور دینی را مورد ناسزاگویی خود قرار میدهد، فرقی با آن یکی ندارد که هر چه بالای منبر میگویند را باور میکند و متعصبانه بر آن دل می بندد.  

سخنم طولانی شد. اینها را نوشتم برای پیشنهاد یک تمرین یا یک بازی که خودم گاه گاه انجامش می دهم. بازی شک !! فقط به چند دقیقه وقت و کمی تخیل نیاز دارد. اینکه گهگاه بیایید در بعضی چیزها که باورمان شده است شک کنیم. مهم نیست کدام طرف ایستاده ایم. فرقی ندارد اهل مطالعه هستیم یا نه. مذهبی هستیم یا غیرمذهبی. هر جا باشیم ناگزیر و ناخودآگاه به دلیل انسان بودن مان دچار کلیشه میشویم.قبلا در باب کلیشه گریزی نوشته ام: http://ghalamvaayene.blogfa.com/post/79 بنابراین باید هرچند وقت یکبار به چیزهایی که بدیهی میدانیم شان شک کنیم و تصور کنیم که این حقیقی نیست. مثلا بیاید تصور کنیم زمین گرد نیست و اصلا دور خورشید نمیچرخد و چند دقیقه تخیل کنیم. شاید قرون وسطا را بهتر درک کردیم. یا بیایید تصور کنیم سیگار خوب است. 

خودم چندی است می خواهم درباره بحران کتاب نخوانی در ایران بنویسم. این هفته یکسره به این فکر کردم که کی گفته کتاب و کتاب خوانی خوب است؟ این همه عارف که از کتابخوانی گریزان بوده اند و شعار «بشوی اوراق اگر هم درس مایی» را تکرار مید! این یک بازی است که به شما هم پیشنهاد میکنم:

بدیهی ترین چیزها را لحظه ای انکار کنید و دقایقی تخیلتان را رها کنید برای پرواز در جهانی بی آن مرز. کمترین اثرش آن است که تخیل تان بال و پر میگیرد برای خلاقانه زیستن.. و نتیجه اخلاقی مهمش آن است که آرام آرام رسم مدارا را می آموزیم. راه و رسم قضاوت ن های لحظه ای را. تا زمانی که شک نکرده باشیم و اصول مان را به چالش نکشانده باشیم مدارا نخواهیم داشت و در همان لحظه اول افراد را قضاوت میکنیم و در لیست بدها قرار میدهیم.دهخدا هم همین منظورش بود وقتی میگفت:

شک نیاوردگان کرده یقین...

حالا فهمیدید چرا میگویم سیگار برای سلامتی تان خوب است؟

مهدی رضوی


هنر زیستن: سیگار برای سلامتی خوب است!

هنر زیستن: سیگار برای سلامتی خوب است!

هنر زیستن: سیگار برای سلامتی خوب است!

 


منبع این نوشته : منبع
آخرین جستجو شده ها